ضربان قلبم کیانا،ضربان قلبم کیانا،، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره

کیانا یکی یه دونم

عاشقانه های مادرانه

خیلی دوست دارم از فرشته ای بگم که خدای مهربونم منو لایق دونست و اونو بهم داد که عاشقانه بزرگش کنم و از خدای مهربونم هم میخوام همیشه فرشته کوچولوی نازمو سالم نگه داره و برای فرشته نازم آرزو میکنم که لبش همیشه بخنده دلش همیشه شاد باشه چشمش همیشه خوبی هارو ببینه. قبل از اینکه من  به این فرشته نازم چیزی یاد بدم اون خیلی چیزهارو به من یاد داد. یاد داده که همیشه حتی به کوچکترین چیزها بخندم یاد داده خیلی چیزها هستن اطرافمون  که میتونن مهم باشن ولی ما به راحتی از کنارش میگذریم.یاد داده که خیلی چیزها هستن برای شاد کردن ما که فقط لازمش دیدنه. دختر نازم خیلی دوستت دارم ! قبل ازینکه بیای نمیدونستم اینقدر دوستت خواهم داشت ول...
28 آبان 1391

بوی بهشت

 بوی بهشت میشنوم از صدای تو  نازک تر از گل است گل گونه های تو ای درطنین نبض تو،آهنگ قلب من  ای بوی هر چه گل،نفس آشنای تو ...
20 آبان 1391

سلام

سلام بعد از یه مدتی که از نظر من طولانی بود برگشتیم پیش شما دوستهای ناز کیانا جونم. توی این مدت دختر نازم خیلی بزرگ شده با یه دنیا شیطونی. الان از هرجا که بتونه میگیره و می ایسته. عاشق جاهای خطرناکه برای همین کلی ضربه گیر داخل خونه گذاشتیم. و خیلی شیرینکاری های دیگه. راستی دخترم اصلا میونه خوبی با آقایون نداره هرجا باشیم و هر آقایی رو ببینه گریه میکنه البته به جز دایی ها و پدرش.ولی با خانوم ها خیلی زود دوست میشه! عسلی مامان اگه ببینه کسی چیزی میخوره با دهنش صدا در میاره که من هم میخوام و مضلومانه نگاه میکنه که به من هم بدید حتی اگه تازه چیزی خورده باشه وسیر باشه! عاشقانه ...
8 آبان 1391

اولین روز دبستان بازگرد

اولین روز دبستان بازگرد کودکی ها، شاد و خندان باز گرد باز گرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت ...
1 مهر 1391